تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
یکی بودکه همیشه چشاش خیس بودوگریون
قلبش ضعیف وخسته پرپرمیزدتوسینه
زمونه دوس نداشت اون یه روز خوش ببینه
تواین زمونه ای که زندگی بی ارزشه
دکتراگفتن بهش:قلبت باید عوض شه
کسی نبود بشنوه درد دلای اونو
یا اینکه درمون کنه دردو غمای اونو
دختره توی خوابش هرشب کسی رومیدید
که مثل شاهزاده ها به داد اون میرسید
یه جوونی که توخواب همدم لحظه هاش بود
توخواب و رویا همش هرجامیرفت باهاش بود
یه روز سرد پاییز دختر قصه ی ما
توبهت وناباوری یه چیزی دیدش اما
اصلا"نشدباورش...اونی که بودهمدمش
توخواب ورویا حالا...........
داشت رد میشد از اونجا
دست و پاهاش می لرزید درنمیومدصداش
کز کرده بودیه گوشه از دور میکردش نگاش
بعد از اون هرروز میرفت سر راه اون پسر
توی چشاش زل میزد هرروز میشد عاشقتر
تا که یه روز اون جوون گفتش که دوستش داره
دخترک حس کرد دیگه درد و غمی نداره
از فردای همون روز همیشه باهم بودن
غمی نداشتن دیگه مونس و همدم بودن
امازمونه بازم نامردی روشروع کرد
دلخوشی دخترو دوباره زیرورو کرد
قلب ضعیف دختر ضعیفو خسته ترشد
تاحرف دکترا رو شنید شکسته ترشد
گفتن به غیر از عمل نداری راه دیگه
عمرقلبت تمومه تا دوسه ماه دیگه
کیه که تواین زمون از زندگیش بگذره؟
قلبشو هدیه بده تازنده شه دختره
شازده ی قصه ی ما وقتی شنید که یارش
مریضه و رسیده به بیمارستون کارش
اشک از چشاش جاری شد ناله کنون وگریون
باعجله دویدش به سمت بیمارستون
تمومه فکر و ذکرش دیدن دلبرش بود
شنیدن صدای از همه بهترش بود
که ناگهون بین راه یه موتوری زدبه اون
کار خود پسرهم کشید به بیمارستون
ضربه ی مغزی شد و چشاشو بست رفت کما
ناله میکرداز غمش دختر قصه ی ما
هرشب و روز دختره باگریه روبسترش
دعا میکرد واسه اون تاخوب بشه دلبرش
بعداز یه ماه دکترا گفتن که:مردش ولی
قلبش هنوز میزنه مثل روز اولی
توسینه ی دختره قلب اونو گذاشتن
وگرنه اون هم میمرد...راهی جز این نداشتن
دختره وقتی خوب شد رفتش سرخاک اون
باگریه گفت: عزیزم شاهزاده ی مهربون
تورو تو خواب می دیدم یه روز و روزگاری
توخواب بهم می گفتی :تنهام نمیگذاری
وقتی بیدار می شدم همش میگفتم کیه؟
این که میاد تو خوابم خدایا اسمش چیه؟؟؟
تااون روز که دیدمت شدی دار و ندارم
دست منو گرفتی گفتی که:دوستت دارم
اما حالا میدونم قسمت ما همین بود
که من بمونم اما تو زود بری خیلی زود
رفتی ولی عزیزم قلبت هنوز می زنه
تمومه عمرم تویی دلت همش با منه

وقتی چشمام پر اشكه وقتی قلبم بی قراره
وقتی پابه پای ابرا چشم من بارون می باره
وقتی مثل یه پرنده میرم و گوشه می گیرم
وقتی با نبودن تو توی هر لحظه می میرم
با یه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
من یه ماهی تو یه دریا تو كه نیستی بی قرارم بی قرارم
وقتی خواب تو می بینم خواب عاشقونه ی تو
وقتی كه قطره ی اشكو می بینم رو گونه ی تو
وقتی قلب عاشقم رو پیش پای تو می ذارم
وقتی كه بلور اشكو واسه تو هدیه می یارم
با یه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
من یه ماهی تو یه دریا تو كه نیستی بی قرارم
تو كه نیستی تو كه نیستی قلب عاشق بی قراره
آرزوی تو رو داشتن باز تو رو یادم می یاره
تو بدون كه بی تو هرگز شب من سحر نمی شه
جز تو چشمام واسه هیچكس نمی باره تر نمی شه
هنوزم حس نیازت از تو قلب من نرفته
كاش بدونی كاش بدونی زندگی بی تو چه سخته
خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی![]()
تو هم زهر جدایی رو به تلخی میچشیدی![]()
اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی ![]()
پشیمون میشدی از اینکه عشق رو آفریدی![]()
پشیمون میشدی از اینکه عشق رو آفریدی
شب سرد بی وفایی توی راه بی صدایی
نرسیدیم ما به آخرقسمت ما شد جدایی
من که عاشق تو بودم یار صادق تو بودم
توی دشت آرزوهات من شقایق تو بودم
پس چرا چشماتو بستی چرا قلبم رو شکست
ندارم جز تو وجودی تویی رنگ همه هستی
می باره چشمه نورم می خونه دل ویرونه ام
دیگه بی تو نمی مونم دیگه بی تو نمی تونم
من و این غم جدایی دیگه نیست راهی
خیلی سخته بی تو بودن نفرین به بی وفایی
تو که بی وفا نبودی یار نیمه راه نبودی
واسه هم صدایی عشق تو که بی صدا نبودی
پس چرا پیشم نموندی شب رو تو دلم نشوندی
گل پاک عاشقی رو چرا از ریشه سوزوندی
می باره چشمه نورم می خونه دل ویرونه ام
دیگه بی تو نمی مونم دیگه بی تو نمی تونم
All Rights Reserved 2005-2006 © mramini.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768